هاینس هالم، شیعه شناسان برجسته آلمانی، در اواخر سده 20م پژوهش های چشمگیری درباره تشیع، به ویژه شکل گیری عقاید و تحولات تاریخی آن تا شکل گیری انقلاب ایران در سال 1357انجام داده است. پس از ترجمة این آثار به زبان های فارسی و عربی و جلب توجه پژوهشگران و شیعه پژوهان به آنها، آثار او به ویژه مشهور ترین پژوهش وی، تشیع (1988) در بوته نقد و بررسی قرار گرفت. این مقاله می کوشد افزون بر بازخوانی آثار هالم، رویکرد شیعه پژوهی وی و بستر شکل گیری آن، یعنی مطالعات شیعه شناسی در غرب سده بیستم را ارزیابی کند. پرسش اساسی این جستار آن است که رویکرد شیعه پژوهانه هالم از کجا نشئت گرفته و به چه مسائلی در این حوزه در فضای غرب پاسخ داده است. عمده فعالیت های پژوهشی هالم که حوزه تخصصی دانشگاهی وی را شکل داده، بر تلاش های عام وی در شناساندن تشیع، بر فضای دانشگاهی غرب تأثیر نهاده است. ازاین رو، بررسی دیدگاه های وی از این منظر و در نظر داشتن سهم متناسب آن ضروری به نظر می رسد. نیز گفتنی است که شیعه پژوهی هالم را نوعی واکنش علمی به رویدادهای سیاسی دهه های پایانی سده 20م در جهان اسلام و به ویژه خاورمیانه نیز می توان تفسیر کرد. تازه های تحقیق رویدادهای سیاسی و اجتماعی خاورمیانه در اواخر سده بیستم م واکنش های بسیاری را در سطح جهانی برانگیخت. بخشی از این واکنش ها در فعالیت های دانشگاهی و در قالب رشته های مطالعات اسلامی و شیعی نمود یافت. این واکنش علمی به رویدادی سیاسی سبب شد تا مجموعه ای از پژوهش ها درباره تشیع منتشر شود. در پی ترجمه برخی از آنها، فضای دانشگاهی در خاورمیانه-از جمله ایران-نسبت به نقد و رد آنها واکنش های بسیاری نشان داد. یکی از این پژوهش ها تشیع، اثر هاینس هالم بود که در ارزیابی از این اثر و نویسنده آن چند نکته مغفول مانده است. ازاین رو، فهمی جامع از رویکرد و روش وی حاصل نشده است. از آنچه در این مقاله گذشت، می توان دریافت که نخست در ارزیابی رویکرد شیعه پژوهانه هالم باید وضع کنونی هریک از فرقه های شیعی را مد نظر داشت؛ زیرا تعلق پژوهشگر به عصر حاضر بر دیدگاه های وی درباره فرقه ها اثر فراوانی گذاشته است. همچنین فعالیت های پژوهشی هالم را می توان در دو سطح عمومی و تخصصی دسته بندی کرد. دیدگاه وی در سطح عمومی پژوهش هایش با آنچه از وی در حوزه تخصصی منتشر شده، بسیار متفاوت است. هالم را می توان از برجسته ترین پژوهشگران تاریخ عقاید عرفانی و باطنی، به ویژه در حوزه اسماعیلیه دانست که این امر فعالیت های دیگر وی را در حوزه مطالعات شیعی تحت الشعاع قرار داده است. علاوه بر این، تأثیر دیدگاه های یولیوس ولهاوزن در رویکرد هاینس هالم به مطالعه شیعه امامیه را می توان به روشنی ملاحظه کرد؛ زیرا در سنت پژوهشی غرب، در کنار نقد و ارزیابی دیدگاه های پژوهشگران برجسته گذشته، تلاش بسیاری برای تکمیل و پرورش نظریه های آنان صورت می گیرد.